توصیه به کاروکوشش

زمان رسول خدا(ص)بود،مردی از اصحاب آن حضرت،سخت تهیدست شده بود،کاربه جایی رسید که به ناچار،همسرش به اوگفت:بروبه حضورپیامبر(ص)وجریان را بگوتا آن جضرت کمکی کند.

آن مرد سخن همسرش راگوش کرد و به حضور پیامبر(ص)رسیدوجریان راعرض کرد،پیامبر(ص) به اوفرمود:

من سالنااعطیناه و من استغنی اغناه الله.

کسی که ازما تقاضاکندبه اومی بخشیم ،ولی اگرخصلت بی نیازی راپیشه خودسازد خداونداورا بی نیاز میکند.

آن مردبه خانه آمد.وپس ازمدتی باز فشارتهیدستی باعث شد،به حضورپیامبر(ص)رفت و کمک خواست،پیامبرهمان سخن فوق راتکرارکرد،ان مردبه خانه برگشت،بازناچار شدبرای بارسوم به خدمت پیامبر(ص) رسید و تقاضای کمک کرد،پیامبر(ص) دراین بار نیز همان پاسخ را داد.

آن مرداز سخن رسول خدا(ص) جان گرفت و با همت قهرمانانه و توکل به خداکمرهمت بست و تیشه ای از شخصی عاریه گرفت و به بیابان و کوه رفت و با آن هیزم جمع نمود و آوردو در شهر فروخت،واین کار راادامه داد،تامبالغی پول به دستش آمد،تیشه عاریه ای را به صاحبش داد و با آن پولها تیشه ای خرید و دنبال همین کارراگرفت و به قدری پولدارشد که خدمتکاری برای خودخرید و به وضع زندگی خود سروسامان خوبی داد،سپس به حضورپیامبر(ص) شرفیاب شدوجریان را به عرض رساند،پیامبر(ص) فرمود:به توکه گفتم :کسی که ازماتقاضا کند.به اومی بخشیم،ولی اگرراه بی نیازی رابگیرد،خداونداورا بی نیاز خواهد کرد.

 

 

نتیجه اخلاقی داستان:

تلاش امروز ما تضمین کننده فردای ماست

برای داشتن یک آینده روشن و موفق

برای داشتن یک زندگی پر آرامش

برای داشتن کشوری پیشرفته و آباد

از همین الآن تلاش کنیم!...